مرتضى راوندى

36

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اين قبيل موارد ، ممكن است منتقد تحت تأثير تبليغات و شور و هيجانى كه از وجهه و موقعيّت اجتماعى نويسنده در اذهان است قرار گيرد و دستخوش خطا و اشتباه گردد . يك منتقد ، به راحتى مىتواند در حق « ديكنس » Dickens يا « دكارت » يا « مريمه » Merimee داورى و اظهارنظر كند ، زيرا در مورد نامبردگان ، صاحبنظران قبلا سخن گفته و راه را هموار كرده‌اند . ولى اهليّت و شايستگى بزرگى مىخواهد اگر بتوانيم قبل از جايزهء « كنگور » Concourt ( جايزهء بزرگ ادبى فرانسه ) راجع به استعداد و ارزش و اصالت آثار « پروست » M . Proust و ديگران سخن گوئيم و از پيش ، نوشته‌هاى آنان را به علاقمندان آثار ادبى معرّفى نماييم . همچنين شايان توجه و تقدير است ، اگر كسى بتواند دربارهء آثار « سارتر » و « مالرو » انتقادى خوب و استادانه عرضه كند ، چنين منتقدى هنر و لياقت خود را نشان داده است ، به شرط آنكه منتقد ، خود نويسندهء صاحب صلاحيت باشد كه همه با شور و شوق انتقاد او را بخوانند ، و آنقدر نوشته‌اش مستدل و منطقى باشد كه خوانندگان را هنگام خواندن به انديشه و تفكر وادارد . « 1 » منتقد خوب جستجوگر و خواهان نوآوريهاست ، بىآنكه بردهء نوآوريها باشد ، او بايد با ديد وسيع فرهنگى و با روح مقايسه‌يى ، آثار ادبى را مورد مطالعه و ارزيابى قرار دهد و از لفّاظيهاى تصنّعى و عارى از معنى و مفهوم عميق بپرهيزد . بايد با تاريخ ادبيات آشنا و مأنوس باشد ، همچنين مسائل روز را بشناسد و ببيند كه اين اثر ، چگونه آنها را بيان و معرفى نموده است . علاوه بر آنچه گفتيم ، منتقد ادبى بايد هدف و كمال مطلوبى داشته باشد تا به او اجازه دهد كه مسائل را از بالا ، با سعهء نظر بنگرد و با بيطرفى كامل داورى نمايد ؛ همانطور كه يك نوازندهء زبردست موسيقى ، استعداد درك دقايق و ظرايف اين هنر را واجد است ، يك منتقد خوب بايد قوهء تميز و تشخيص بسيار والايى داشته باشد و درك صحيح و بىنقصى از حقيقت و زيبايى اثر ادبى در وجود او موج بزند . منتقد ادبى واقعى و صاحب صلاحيت كسى است كه بيش از مصنّف و صاحب اثر ، كتاب خوانده و به مسائل مطروحه در آن كتاب ، احاطه و تسلط داشته باشد ، تنها چنين كسى مىتواند داورى و قضاوتى منصفانه انجام دهد . » « 1 » اكنون كه از بحث كلّى در پيرامون انتقاد فارغ شديم ، به مطالعهء احوال گويندگان و نويسندگان ادب فارسى از قرن هشتم به بعد مىپردازيم .

--> ( 1 ) . Grand Larousse Encyclopedique 3 Ches - Dese Cri - 658 . لاروس بزرگ « دايرة المعارف » ترجمه دكتر ابو الفضل قاضى ( استاد دانشگاه ) ص 658 .